Home / Literature / سعدی / گلستان سعدی - حکایات / حکایتی از گلستان سعدی : ماهى اين بار رفت و دام ببرد‬

حکایتی از گلستان سعدی : ماهى اين بار رفت و دام ببرد‬

sadi

‫‫‫باب سوم : در فضيلت قناعت‬

حكايت‬

*

‫‫‫‫‫‫‫‫صيادی ضعيف را ماهی قوی بدام افتاد . طاقت حفظ آن نداشت .

ماهی بر او غالب آمـد و دام از‬ دستش در ربود و برفت.‬

شد غلامى كه آب جوى آرد‬
‫جوى آب آمد و غلام ببرد‬

دام هر بار ماهى آوردى‬
‫ماهى اين بار رفت و دام ببرد‬

ديگر صيادان دريغ خوردند و ملامتش كردند كه چنين صيدی در دامـت افتـاد و ندانسـتی نگـاه‬ داشتن .

گفت : ای برادران ، چه توان كردن ؟

مرا روزی نبود و مـاهی را همچنـان روزی مانـده‬ بود .

صياد بی روزی در دجله نگيرد و ماهی بی اجل بر خشك نميرد .‬

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫


گلستان سعدی

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.