Home / Literature / اشعار خارجی ترجمه شده / سروده ای از فدریکو گارسیا لورکا : درساعت پنج عصر

سروده ای از فدریکو گارسیا لورکا : درساعت پنج عصر

 

Federico Garcia Lorca portrait

 

درساعت پنج عصر

*
درست ساعت پنج عصر بود

پسری پارچه ی سپيد را آورد در ساعت پنج عصر

سبدی آهک از پيش آماده در ساعت پنج عصر

باقی همه مرگ بود و تنها مرگ در ساعت پنج عصر

باد با خود برد تکه های پنبه را هر سوی در ساعت پنج عصر

و زنگار بذر نيکل وبذر بلور افشاند در ساعت پنج عصر

اينک ستيز يوز و کبوتر در ساعت پنج عصر

رانی با شاخی مصيبت بار در ساعت پنج عصر

ناقوسها در دود و زرنيخ در ساعت پنج عصر

کرنای سوگ و نوحه را آغاز کردند در ساعت پنج عصر

در کنار هر کوچه دسته های خاموشی در ساعت پنج عصر

و گاو نر تنها دل بر پای مانده در ساعت پنج عصر

خون برف خوی کرد و عرق بر تن نشستش د ر ساعت پنج عصر

چون يد فرو پوشيد يک سرسطح ميدان را در ساعت پنج عصر

مرگ در زخمهای گرم تاول کرد در ساعت پنج عصر

در ساعت پنج عصر بی هيچ بيش کم در ساعت پنج عصر

تابوت چرخ داريست در حکم بسترش در ساعت پنج عصر

نی ها و استخوانها در گوشش می نوازند در ساعت پنج عصر

تازه گاو نر به سويش نعره بر می داشت در ساعت پنج عصر

که اتاق از احتزار مرگ چون رنگين کمانی بود در ساعت پنج عصر

قان قارای يا می رسيد از دور در ساعت پنج عصر

بوق زنبق در کشاله ی سبز ران در ساعت پنج عصر

زخمها می سوخت چون خورشيد در ساعت پنج عصر

و در هم خورد کرد انبوهی ی مردم دريچه ها و در ها را در ساعت پنج عصر

در ساعت پنج عصر آی ی ی ی

چه موحش پنج عصری بود

ساعت پنج بود بر تمامی ساعتها

و ساعت پنج بود در تاريکی شامگاه

 

فدریکو گارسیا لورکا

Federico García Lorca

Federico Garcia Lorca-2

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*