Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از صوفی عشقری : سحرگاهی چون گل ترا دیده بودم‬

سروده ای از صوفی عشقری : سحرگاهی چون گل ترا دیده بودم‬

Sofi Ashqari-1

‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫سحرگاهی چون گل ترا دیده بودم‬
‫که در مرغزاری خرامیده بودم‬

برهمن از آن ارجمندم بخواند‬
‫که در پای بت جبهه ساییده بودم‬

در روزی بدور چمن با تو گشتم‬
‫سخنها شنیدم که نشنیده بودم‬

از آن پیشتر کز منجم بپرسم‬
‫ز بدبختی خویش فهمیده بودم‬

بهر سو خو سایه پیت میدویدم‬
‫که ناز و ادای تو فاردیده بودم‬

سر خاک فرهاد بر باد رفته‬
‫بتی همچو شیرین تراشیده بودم‬

بمن همچو آب حیات عشقری شد‬
‫سرشکی که از دیده باریده بودم‬

صوفی عشقری

Sofi Ashqari-2

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*