Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از صوفی عشقری : صاحب اساس بودم و گشتم ملنگ هم‬

سروده ای از صوفی عشقری : صاحب اساس بودم و گشتم ملنگ هم‬

Sofi Ashqari-1

‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫صاحب اساس بودم و گشتم ملنگ هم‬
‫دادم زکات مال و گرفتم قلنگ هم‬

آیینه شکسته مارا که میخرد‬
‫خورداست موریانه و بگرفته زنگ هم‬

فرهاد را مگو که بیک تیشه مرده است‬
‫صد داغ بر سرش بود از ضرب سنگ هم‬

یگر ترا بمن چه سر آزمایش است‬
‫کز مال و سر گذشتم و از نام و ننگ هم‬

سر تا بپای جرمن و پاریس کافتم‬
‫مثلت نیافتم بخدا در فرنگ هم‬

تنها مرا فریب ندادست چشم یار‬
‫لعل لبش بمن زده بسیار رنگ هم‬

از کشت و کار اهل محبت بهر زمین‬
‫ناخن شیر روید و خشم پلنگ هم‬

آن برهمن به من نشود رامم از چه رو‬
‫زنار بسته کردم و خواندم گرنگ هم‬

در حیرتم چه وصف نمایم رقیب را‬
‫طبع کلفت دارد و وضع دبنگ هم‬

دردانه که میطلبیدم نیافتم‬
‫کردم سراغ گرچه بکام نهنگ هم‬

من سوختم ز شیوه گرگ آشنایت‬
‫درعین صلح میزنی الفاظ جنگ هم‬

منظور نیک و بد بود آثارم عشقری‬
‫بیت سلوک دارم و فرد جفنگ هم‬

صوفی عشقری

Sofi Ashqari-2

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*