Home / Literature / فروغی بسطامی / سروده ای از فروغی بسطامی : به هر غمی که رسد از تو خاطرم شاد است

سروده ای از فروغی بسطامی : به هر غمی که رسد از تو خاطرم شاد است

Foroughi Bastami

به هر غمی که رسد از تو خاطرم شاد است
که بندهٔ تو ز بند کدورت آزاد است

چگونه پیش تو ناید پری به شاگردی
که مو به موی تو در علم غمزه استاد است

ز سیل حادثه غم نیست میگساران را
که آستانه می‌خانه سخت بنیاد است

غم زمانه مرا سخت در میانه گرفت
بیا فدای تو ساقی که وقت امداد است

دلی که هیچ فسونگر نکرد تسخیرش
کنون مسخر افسون آن پری‌زاد است

هوای سور بلندی فتاده بر سر من
که سایه‌اش به سر هیچکس نیفتاده است

مذاق عیش مرا تلخ کرد شیرینی
که تلخ‌کام لبش صدهزار فرهاد است

فغان که داد ز دست ستمگری است مرا
که هرگزش نتوان گفت این چه بیداد است

شهی به خون اسیران عشق فرمان داد
که تیغ بر کف ترکان کج کله داد است

فروغی از ستم مهوشان به درگه عشق
چرا خموش نشینی که جای فریاد است

جهان گشای عدوبند شاه ناصردین
که تیغ اوهمه درهای بسته بگشاد است

سر ملوک عجم تاجدار کشود جم
که ذات او سبب دستگاه ایجاد است

 

فروغی بسطامی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *