Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از صوفی عشقری : دل آن باشد كه آرامی ندارد‬

سروده ای از صوفی عشقری : دل آن باشد كه آرامی ندارد‬

Sofi Ashqari-1

‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫دل آن باشد كه آرامی ندارد‬
‫بجز ياد دل آرامی ندارد‬

خجالت ميكشم از ياد ياری‬
‫كه با من خط و پيغامی ندارد‬

به آن مهوش نگردم يار هرگز‬
‫كه دارد سيب و بادامی ندارد‬

مرا دلدار گفت آيم بسويت‬
‫زمان و وقت و ايامی ندارد‬

به شب ميخوابم آسوده بجايی‬
‫كه ديوار و درو بامی ندارد‬

چه معشوق است آن معشوق ياران‬
‫كه از خود رند و بدنامی ندارد‬

نميايد خوشم آن ماهرويی‬
‫كه در هر كوچه بدنامی ندارد‬

نكو روی هست اما دلربا نيست‬
‫كه بر رو دانه و دامی ندارد‬

گذر كن از دبستان محبت‬
‫كه درس عشق انجامی ندارد‬

نگارا عشقريت بيسواد است‬
‫كه شرح حال و ارقامی ندارد‬

صوفی عشقری

Sofi Ashqari-2

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *