Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از صوفی عشقری : خون شدم رنگ حنای تو مرا ياد آمد‬

سروده ای از صوفی عشقری : خون شدم رنگ حنای تو مرا ياد آمد‬

Sofi Ashqari-1

‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫خون شدم رنگ حنای تو مرا ياد آمد‬
‫خاك گشتم كف پای تو مرا ياد آمد‬

چشم من بر غلط افتاد به يك برگ گلی‬
‫به خدا ناخن پای تو مرا ياد آمد‬

ميگذشتم ز چمن چشم من فتاد به سرو‬
‫قد و بالای رسای تو مرا ياد آمد‬

دی غزالی به بيابان مرا ديد رميد‬
‫ديدن رو به قفای تو مرا ياد آمد‬

آشنا شد نظرم بر سبد پر ز رواش‬
‫ساعد و ساق صفای تو مرا ياد آمد‬

عشقری گفت به من قصهء آهو روشان‬
‫آن پريروزه ادای تو مرا ياد آمد‬

صوفی عشقری

Sofi Ashqari-2

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.