Home / Literature / سعدی / گلستان سعدی - حکایات / حکایتی از گلستان سعدی : پادشاه و پارسا

حکایتی از گلستان سعدی : پادشاه و پارسا

sadi

‫‫باب دوم در اخلاق پارسايان‬

حكايت‬

*
‫‫
‫‫‫‫‫‫‫‫‫پادشاهی پارسايی را ديد ، گفت : هيچت از ما ياد آيد ؟

گفت : بلی ، وقتی كه خدا فراموش می‬ كنم.‬

آنكه چون پسته ديدمش همه مغز‬
‫پوست بر پوست بود همچو پياز‬

پارسايان روى در مخلوق‬
‫پشت بر قبله مى كنند نماز‬

چون بنده خداى خويش خواند‬
‫بايد كه به جز خدا نداند‬

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫


گلستان سعدی

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *