Home / Literature / سعدی / گلستان سعدی - حکایات / حکایتی از گلستان سعدی : خانه دوسـتان بـروب ولـى حلقـه در دشـمنان‬ مكوب

حکایتی از گلستان سعدی : خانه دوسـتان بـروب ولـى حلقـه در دشـمنان‬ مكوب

sadi

‫‫باب دوم در اخلاق پارسايان‬

حكايت‬

*
‫‫
‫‫‫‫‫‫‫درويشی را ضرورتی پيش آمد، گليمی را از خانه يكی از پـاك مـردان دزديـد. قاضـى فرمـود تـا‬ دستش بدر كنند.‬

صاحب گليم شفاعت كرد كه من او را بحل كردم.‬

قاضى گفت : به شفاعت تو حد شرع فرو نگذارم.‬

صاحب گليم گفت : اموال من وقف فقيران است ، هر فقيرى كه از مال وقف به خودش بردارد از‬ مال خودش برداشته ، پس قطع دست او لازم نيست .‬

قاضى از جارى نمودن حد دزدى منصرف شد، ولى دزد را مورد سرزنش قرار داد و به او گفـت :‬

آيا جهان بر تو تنگ آمده بود كه فقط از خانه چنين پاك مردى دزدى كنى ؟!‬

دزد گفت : اى حاكم ! مگر نشنيده اى كه گويند: خانه دوسـتان بـروب ولـى حلقـه در دشـمنان‬ مكوب .‬

چون به سختى در بمانى تن به عجز اندر مده‬
‫دشمنان را پوست بر كن ، دوستان را پوستين‬

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫


گلستان سعدی

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.