Home / Literature / فروغی بسطامی / سروده ای از فروغی بسطامی : یار اگر جلوه کند دادن جان این همه نیست

سروده ای از فروغی بسطامی : یار اگر جلوه کند دادن جان این همه نیست

Foroughi Bastami

یار اگر جلوه کند دادن جان این همه نیست
عشق اگر خیمه زند ملک جهان این همه نیست

نکته‌ای هست در این پرده که عاشق داند
ور نه چشم و لب و رخسار و دهان این همه نیست

مگر از کوچهٔ انصاف درآید یوسف
ور نه سرمایهٔ سودا زدگان این همه نیست

کوه کن تا به دل اندیشهٔ شیرین دارد
گر به مژگان بکند کوه گران این همه نیست

از دو بینی بگذر تا به حقیقت بینی
که میان حرم و دیر مغان این همه نیست

چار تکبیر بزن زان که به بازار جهان
بایع و مشتری و سود و زیان این همه نیست

گر نهان عشوهٔ چشم تو نگردد پیدا
فتنه‌انگیزی پیدا و نهان این همه نیست

اثر شست تو خون همه را ریخت به خاک
ور نه در کش مکش تیر و کمان این همه نیست

هیچکس ره به میان تو ز موی تو نبرد
با وجودی که ز مو تا به میان این همه نیست

خود مگر روز جزا رخ بنمایی ورنه
جلوهٔ حور و تماشای جنان این همه نیست

تو ندانی نتوان نقش تو بستن به گمان
زان که در حوصلهٔ وهم و گمان این همه نیست

جام می نوش به یاد شه جمشید شعار
که مدار فلک و دور زمان این همه نیست

شاه دریا دل بخشنده ملک ناصردین
که بر همت او حاصل کان این همه نیست

آن چه من زان دهن تنگ، فروغی دیدم
کی توان گفت که تقریر زبان این همه نیست

 

فروغی بسطامی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.