Home / Literature / مولوی / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : موشكى در کف مهار اشترى

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : موشكى در کف مهار اشترى

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

کشيدن موش مهار شتر را و متعجب شدن موش در خود‬

*

‫‫موشكى در کف مهار اشترى
‫در ربود و شد روان او از مرى‬
‫اشتر از چستى که با او شد روان‬
موش غره شد که هستم پهلوان‬
‫بر شتر زد پرتو انديشه اش‬
‫گفت بنمايم ترا تو باش خوش‬
‫تا بيامد بر لب جوى بزرگ‬
‫کاندر او گشتى زبون پيل سترگ‬
‫موش آن جا ايستاد و خشك گشت‬
‫گفت اشتر اى رفيق کوه و دشت‬
‫اين توقف چيست حيرانى چرا
‫پا بنه مردانه اندر جو در آ‬
‫تو قلاووزى و پيش آهنگ من‬
‫در ميان ره مباش و تن مزن‬
‫گفت اين آب شگرف است و عميق‬
‫من همى ترسم ز غرقاب اى رفيق‬
‫گفت اشتر تا ببينم حد آب‬
‫پا در او بنهاد آن اشتر شتاب‬
‫گفت تا زانوست آب اى کور موش‬
از چه حيران گشتى و رفتى ز هوش‬
‫گفت مور تست و ما را اژدهاست‬
‫که ز زانو تا به زانو فرقهاست‬
‫گر ترا تا زانو است اى پر هنر‬
مر مرا صد گز گذشت از فرق سر‬
‫گفت گستاخى مكن بار دگر‬
‫تا نسوزد جسم و جانت زين شرر‬
‫تو مرى با مثل خود موشان بكن
‫با شتر مر موش را نبود سخن‬
‫گفت توبه کردم از بهر خدا‬
‫بگذران زين آب مهلك مر مرا‬
‫رحم آمد مر شتر را گفت هين
‫برجه و بر کودبان من نشين‬
‫اين گذشتن شد مسلم مر مرا‬
‫بگذرانم صد هزاران چون ترا‬
‫چون پيمبر نيستى پس رو به راه‬
‫تا رسى از چاه روزى سوى جاه‬
‫تو رعيت باش چون سلطان نه اى
‫خود مران چون مرد کشتيبان نه اى‬
‫چون نه اى کامل دکان تنها مگير‬
‫دستخوش مى باش تا گردى خمير‬
‫أنصبوا را گوش کن خاموش باش‬
‫چون زبان حق نگشتى گوش باش‬
‫ور بگويى شكل استفسار گو‬
‫با شهنشاهان تو مسكين وار گو‬
‫ابتداى کبر و کين از شهوت است‬
‫راسخى شهوتت از عادت است‬
‫چون ز عادت گشت محكم خوى بد‬
‫خشم آيد بر کسى کت واکشد‬
‫چون که تو گل خوار گشتى هر که او‬
‫واکشد از گل ترا باشد عدو‬
‫بت پرستان چون که خو با بت کنند‬
‫مانعان راه بت را دشمنند‬
‫چون که کرد ابليس خو با سرورى‬
‫ديد آدم را حقير او از خرى‬
‫که به از من سرورى ديگر بود‬
‫تا که او مسجود چون من کس شود‬
‫سرورى زهر است جز آن روح را‬
کاو بود ترياق لانى ز ابتدا‬
‫کوه اگر پر مار شد باکى مدار‬
‫کاو بود در اندرون ترياق زار‬
‫سرورى چون شد دماغت را نديم‬
‫هر که بشكستت شود خصم قديم‬
‫چون خلاف خوى تو گويد کسى‬
‫کينه ها خيزد ترا با او بسى‬
‫که مرا از خوى من بر مى کند‬
خويش را بر من چو سرور مى کند‬
‫چون نباشد خوى بد سرکش در او‬
‫کى فروزد آن خلاف آتش در او‬
‫با مخالف او مدارايى کند‬
‫در دل او خويش را جايى کند‬
‫ز انكه خوى بد بگشته ست استوار
‫مور شهوت شد ز عادت همچو مار‬
‫مار شهوت را بكش در ابتدا‬
‫ور نه اينك گشت مارت اژدها‬
‫ليك هر کس مور بيند مار خويش‬
‫تو ز صاحب دل کن استفسار خويش‬
‫تا نشد زر مس نداند من مسم‬
‫تا نشد شه دل نداند مفلسم‬
‫خدمت اکسير آن مس وار تو‬
‫جور مى کش اى دل از دل دار تو‬
‫کيست دل دار اهل دل نيكو بدان‬
‫که چو روز و شب جهانند از جهان‬
‫عيب کم گو بنده ى الله را‬
‫متهم کم کن به دزدى شاه را‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.