Home / Literature / سعدی / گلستان سعدی - حکایات / حکایتی از گلستان سعدی : با بدانديش هم نكويى كن‬

حکایتی از گلستان سعدی : با بدانديش هم نكويى كن‬

sadi

‫‫
حكايت‬

*
‫‫
‫‫‫
‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫يكی از وزرا به زير دستان رحم كردی و صلاح ايشان را بخير توسط نمودی .

اتفاقا به خطـاب‬ ملك گرفتار آمد.

همگنان در مواجب استخلاص او سعی كردند و موكلان در معاقبش ملاطفـت‬ نمودند و بزرگان شكر سيرت خوبش به افواه گفتند تا

ملك از سر عتاب او درگذشت .

صـاحبدلی‬ برين اطلاع يافت و گفت :‬

تا دل دوستان به دست آرى‬
‫بوستان پدر فروخته به‬

پختن ديگ نيكخواهان را‬
‫هر چه رخت سر است سوخته به‬

با بدانديش هم نكويى كن‬
‫دهن سگ به لقمه دوخته به‬


گلستان سعدی

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.