Home / Literature / سعدی / گلستان سعدی - حکایات / حکایتی از گلستان سعدی : ور وزير از خدا بترسيدى‬

حکایتی از گلستان سعدی : ور وزير از خدا بترسيدى‬

sadi

‫‫
حكايت‬

*
‫‫
‫‫‫
‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫يكی از وزرا پيش ذالنون مصری رفت و همت خواست كه روز و شب به خدمت سلطان مشغولم‬ و به خيرش اميدوار و از عقوبتش

ترسان .

ذوالنون بگريست و گفت : اگر من خـدای را عزوجـل‬ چنين پرستيدمی كه تو سلطان را ، از جمله صديقان بودمی.‬

گرنه اميد و بيم راحت و رنج‬
‫پاى درويش بر فلك بودى‬

ور وزير از خدا بترسيدى‬
‫همچنان كز ملك ، ملك بودى‬


گلستان سعدی

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*