Home / Literature / پروین اعتصامی / سروده ای از پروین اعتصامی : خوان کرم

سروده ای از پروین اعتصامی : خوان کرم

پروین اعتصامی 2


خوان کرم‬

*
‫‫
‫‬

‫بر سر راهی، گدائی تيره روز‬
‫ناله ها ميکرد با صد آه و سوز‬

کای خدا، بی خانه و بی روزيم‬
‫ز آتش ادبار، خوش ميسوزيم‬

شد پريشانی چو باد و من چو کاه‬
پيش باد، از کاه آسايش مخواه‬

ساختم با آنکه عمری سوختم‬
‫سوختم يک عمر و صبر آموختم‬

آسمان، کس را بدين پستی نکشت‬
‫چون من از درد تهيدستی نکشت‬

هيچکس مانند من، حيران نشد‬
‫روز و شب سرگشته بهر نان نشد‬

ايستادم در پس درها بسی‬
‫داد دشنامم کسی و ناکسی‬

رشته را رشتم ولی از هم گسيخت‬
‫بخت را خواندم ولی از من گريخت‬

پيش من خوردند مردم نان گرم‬
‫من همی خون جگر خوردم ز شرم‬

ديده ام رنگی نديد از رخت نو
‫سير، يک نوبت نخوردم نان جو‬

اين ترازو، گر ترازوی خداست‬
‫اين کژی و نادرستی از کجاست‬

در زمستانم، تف دل آتش است‬
‫برف و باران خوابگاه و پوشش است‬

آبرو بردم، نديدم از تو روی‬
‫گم شدم، هرگز نکردی جستجوی‬

گفتش اندر گوش دل، رب و دود‬
‫گر نبودی کاردان، جرم تو بود‬

نيست راه کج، ره حق جليل‬
‫کجروان را حق نميگردد دليل‬

تو براه من بنه گامی تمام‬
‫تا منت نزديک آيم بيست گام‬

گر بنام حق گشائی دفتری‬
جز در اخلاص نشناسی دری‬

گر کنی آئينه ما را نظر‬
‫عيبهاست سر بسر گردد هنر‬

ما ترا بی توشه نفرستاده ايم‬
‫آنچه میبايست دادن، داده ايم‬

دست داديمت که تا کاری کنی‬
‫در همی گر هست، ديناری کنی‬

پای داديمت که باشی پا بجای‬
‫وارهانی خويش را از تنگنای‬

چشم دادم تا دلت ايمن کند‬
‫بر تو راه زندگی، روشن کند‬

بر تن خاکی دميدم جان پاک‬
‫خيرگيها ديدم از يک مشت خاک‬

تا تو خاکی را منظم شد نفس‬
‫ای عجب! خود را پرستيدی و بس‬

ما کسی را ناشتا نگذاشتيم‬
‫اين بنا از بهر خلق افراشتيم‬

کار ما جز رحمت و احسان نبود‬
‫هيچگاه اين سفره بی مهمان نبود‬

در نمی بندد بکس، دربان ما‬
‫کم نميگردد ز خوردن، نان ما‬

آنکه جان کرده است بی خواهش عطا‬
‫نان کجا دارد دريغ از ناشتا‬

اين توانائی که در بازوی تست‬
‫شاهد بخت است و در پهلوی تست‬

گنجها بخشيدمت، ای ناسپاس‬
‫که نگنجد هيچکس را در قياس‬

آنچه گفتی نيست، يک يک در تو هست‬
‫گنجها داری و هستی تنگدست‬

عقل و رای و عزم و همت، گنج تست‬
‫بهترين گنجور، سعی و رنج تست‬

عارفان، چون دولت از ما خواستند‬
دست و بازوی توانا خواستند‬

ما نميگوئيم سائل در مزن‬
‫چون زدی اين در، در ديگر مزن‬

آنکه بر خوان کريمان کرد پشت‬
‫از ليمان بشنود حرف درشت‬

آن درشتی، کيفر خودکامهاست
ورنه بهر نامجويان، نامهاست‬

هيچ خودبين، از خدا خرسند نيست
شاخ بی بر، در خور پيوند نيست‬

زين همه شادی، چراغم خواستی‬
‫از کريمان، از چه رو کم خواستی‬

نور حق، همواره در جلوه گريست‬
‫آنکه آگه نيست، از بينش بريست‬

گلبن ما باش و بهر ما بروی‬
هم صفا از ما طلب، هم رنگ و بوی‬

زارع ما، خوشه را خروار کرد‬
‫هر چه کم کردند، او بسيار کرد‬

تا نباشی قطره، دريا چون شوی
‫تا نه ای گم گشته، پيدا چون شوی‬

 

پروین اعتصامی

پروین اعتصامی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*