Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از صوفی عشقری : تنها نبود نطق و بیان در دهن من‬

سروده ای از صوفی عشقری : تنها نبود نطق و بیان در دهن من‬

Sofi Ashqari-1

‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫تنها نبود نطق و بیان در دهن من‬
‫بسیار سخنهاست بزیر چپن من‬

مرغ دل من می پرد از دام تو امروز‬
‫پرواز بود مقصد بالک زدن من‬

چون بیکس و کو بودم و بی نام و نشان هم‬
‫نامد خط و پیغام ز سوی وطن من‬

بیمار به غربت شده جان داده و مردم‬
‫از مردم بیگانه شد آخر کفن من‬

ای عشقری تاریخ جهان در بغل تست‬
‫زین قصه ی تو رنگ پرید از بدن من‬

صوفی عشقری

Sofi Ashqari-2

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*