Home / Literature / پروین اعتصامی / سروده ای از پروین اعتصامی : بطعنه پيش سگی گفت گربه کای مسکين‬

سروده ای از پروین اعتصامی : بطعنه پيش سگی گفت گربه کای مسکين‬

پروین اعتصامی 2


خاطر خشنود‬

*
‫‫
‫‬

بطعنه پيش سگی گفت گربه کای مسکين‬
قبيله ی تو بسی تيره روز و ناشادند‬

ميان کوی بخسبی و استخوان خائی‬
‫بداختری چو تو را، کاشکی نميزادند‬

برو به مطبخ شه يا بمخزن دهقان‬
‫بشهر و قريه، بسی خانه ها که آبادند‬

کباب و مرغ و پنير است و شير، طعمه ی من‬
‫ز حيله ام همه کار آگهان بفريادند‬

جفای نان نکشيدست يکتن از ما، ليک‬
گرسنگان شما بيشتر ز هفتادند‬

بگفت، راست نگردد بنای طالع ما‬
‫چرا که از ازلش پايه، راست ننهادند‬

مرا به پشت سرافکند حکم چرخ، ز خلق‬
‫شگفت نيست گرم در بروی نگشادند‬

کسی بخانه ی مردم بميهمانی رفت‬
که روز سور، کسی از پيش فرستادند‬

بروزی دگران چون طمع توانم کرد‬
‫مرا ز خوان قضا، قسمت استخوان دادند‬

تو خلق دهر ندانسته ای چه بی باکند‬
تو عهدها نشنيدی چه سست بنيادند‬

کسی بلطف، بدرماندگان نظر نکند
درين معامله، دلها ز سنگ و پولادند‬

هزار مرتبه، فقر از توانگری خوشتر‬
توانگران، همه بدنام ظلم و بيدادند‬

نخست رسم و ره ما، درستکاری ماست
‫قبيله ی تو، در آئين دزدی استادند‬

برای پرورش تن، بدام بدنامی‬
‫نيوفتند کسانی که بخرد و رادند‬

پی هوی و هوس، نوع خودپرست شما‬
‫سحر ببصره و هنگام شب ببغدادند‬

ز جور سال و مه ايدوست کس نرست، تمام‬
‫اسير فتنه ی ديماه و تير و مردادند‬

بچهره ها منگر، خاطر شکسته بسی است‬
‫عروس دهر چو شيرين و خلق فرهادند‬

من از فتادگی خويش هيچ غم نخورم‬
‫فتادگان چنين، هيچگه نيفتادند‬

اسير نفس توئی، همچو ما گرفتاران‬
‫ز بند بندگی حرص و آز، آزادند‬

تو شاد باش و دل آسوده زندگانی کن‬
سگان، به بدسری روزگار معتادند‬

پروین اعتصامی

پروین اعتصامی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*