Home / Literature / سعدی / حکایتی از گلستان سعدی : زر بده سپاهى را تا سر بنهد‬

حکایتی از گلستان سعدی : زر بده سپاهى را تا سر بنهد‬

sadi

‫‫
حكايت‬

*
‫‫
‫‫‫
‫‫‫‫‫‫‫يكی از شاهان پيشين ، در رعايت مملكت سسـتی كـردی و لشـكر بسـختی داشـتی . لاجـرم‬ دشمنی صعب روی نهاد ، همه

پشت بدادند.‬

چو دارند گنج از سپاهى دريغ‬
‫دريغ آيدش دست بردن به تيغ‬

يكی از آنان كه غدر كردند با من دم دوستی بود. ملامت كردم و گفتم دون است و بی سپاس و‬ سفله و ناحق شناس كه به اندك

تغير حال از مخدوم قديم برگردد و حقوق نعمت سالها درنوردد.‬

گفت : از بكرم معذور داری شايد كه اسبم درين واقعه بی جور بود و نمد زين بگرو وسلطان كـه‬ به زر بر سپاهی بخيلی كند. با او

به جان جوانمردی نتوان كرد.‬

زر بده سپاهى را تا سر بنهد‬
‫و گرش زر ندهى ، سر بنهد در عالم‬


گلستان سعدی

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*