Home / Literature / شعرای تاجيکستان / سروده ای از رستم عجمی : شب بود و از سپیده صدایی نمی رسید

سروده ای از رستم عجمی : شب بود و از سپیده صدایی نمی رسید

Roostam Ajami

 

شب بود و از سپیده صدایی نمی رسید
فریادهای خسته به جایی نمی رسید

بت های زنده با شکم گنده، کور و کر
آوای بردگان به نوایی نمی رسید

دوشیزه ی گیاه، دل افسرده بود، آه!
در گور خود به نشو و نمایی نمی رسید

در کام اژدها صفتان بود زندگی
موسای دیگری و عصایی نمی رسید

زندانی هوا و هوس بود نفس ما
گویی نفس نبود و هوایی نمی رسید

از کوه رحمت آمدی و عشق تازه شد
گفتی:« از این مسیر به جایی نمی رسید »

ای آخرین پیام رسان بی حضور تو
بر زخم های کهنه شفایی نمی رسید

 

رستم عجمی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*