Home / Literature / خواجوی کرمانی / سروده ای از خواجوی کرمانی : آن ماه مهر پیکر نامهربان ما

سروده ای از خواجوی کرمانی : آن ماه مهر پیکر نامهربان ما

Khajoye Kermani-2

آن ماه مهر پیکر نامهربان ما
گفت ای بنطق طوطی شکرستان ما

وقت سحر شدی بتماشای گل بباغ
شرمت نیامد از رخ چون گلستان ما

در باغ سرو را ز حیا پای در گلست
از اعتدال قد چو سرو روان ما

برگ بنفشه کز چمن آید نسیم او
تابیست از دو سنبل عنبر فشان ما

آب حیات کز ظلماتش نشان دهند
آبیست پیش کوثر آتش نشان ما

مائیم فتنه‌ئی که در آخر زمان بود
ور نی کدام فتنه بود در زمان ما

بنمود چشم مست و بر مزم عتاب کرد
کاخر چنین بود غمت از ناتوان ما

در باغ وصل اگر نبود چون تو بلبلی
کم گیر پشه‌ئی ز همای آشیان ما

میکرد در کرشمه به ابرو اشارتی
یعنی گمان مبر که کشد کس کمان ما

کس با میان ما نکند دست در کمر
الا کمر که حلقه شود برمیان ما

خواجو اگر چه در سر سودای ما رود
تا باشدش سری سر او و آستان ما

 

خواجوی کرمانی

Khajoye Kermani-4

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*