Home / Literature / شعرای افغانی / حمیرا نکهت دستگیرزاده / سروده ای از حمیرا نکهت دستگیرزاده : می شد که از تو قصه به هر جا نیاورم

سروده ای از حمیرا نکهت دستگیرزاده : می شد که از تو قصه به هر جا نیاورم

Homaira Nekhat Dastghirzadeh

برگ غزل

*
می شد که از تو قصه به هر جا نیاورم
می شد که در سکوت تو آوا نیاورم

می شد که در زمینه ء سبز نگاه تو
برگ غزل به ساقه فردا نیاورم

می شد که از ترانه چشمت حذر کنم
خود را به آشنایی غوغا نیاورم

می شد که در تداوم آن لحظه بشکنم
خود را و دست باز تمنا نیاورم

می شد که عاشقانه صمیم صدا شوم
وقت حضور عشق صدا را نیاورم

اینک نشد دوباره به شعرم نیارمت
در ازدحام یاد تو خود را نیاورم

هر لحظه عشق در تن من آتش دگر-
– بر پا کند که یاد خود حتی نیاورم

دیرست و رفته کار زدستم بگو چه سود
آرم زعشق تو سخنی یا نیاورم

 

 

حمیرا نکهت دستگیرزاده

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*