Home / Literature / منوچهری دامغانی / سروده ای از منوچهری دامغانی : صنما گرد سرم چند همی‌گردانی

سروده ای از منوچهری دامغانی : صنما گرد سرم چند همی‌گردانی

Manochehri Damghani

صنما! گرد سرم چند همی‌گردانی
زشتی از روی نکو زشت بود گر دانی

یا بکن آنچه شب و روز همی وعده دهی
یا مکن وعده هر آن چیز که آن نتوانی

از حد و غایت نافرمانی در مگذر
که پدیدارست اندازهٔ نافرمانی

دل من بردی و از خویشتنم دور کنی
برنیاید صنما کار بدین آسانی

مهربانی نکنی بر من و مهرم طلبی
ندهی داد و همی‌داد ز من بستانی

بی‌وفایی کنی و نادان سازی تن خویش
نیستی‌ای بت یکباره بدین نادانی

نبوی راضی گر زانکه امیرت خوانم
من بدان راضی باشم که غلامم خوانی

از تو ما را نه کنار و نه پیام و نه سلام
مکن ای دوست که کیفر بری و درمانی

گویی: اندر دل پنهانت همی‌دارم دوست
به بود دشمنی از دوستی پنهانی

مکن ای دوست که بیداد نشانی نگذاشت
عدل باز آمد با بوالحسن عمرانی

خواجه و سید سادات رئیس الرؤسا
همچو خورشید به بخشندگی و رخشانی

 

منوچهری دامغانی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*