Home / Literature / Pablo Neruda / سروده ای از پابلو نرودا : هر وقت کور شوم

سروده ای از پابلو نرودا : هر وقت کور شوم

Pablo Neruda - 3

هر وقت کور شوم
شعری می نويسم و می گويم
به آرزويم رسيدم
به آرزويم
به تـو نه
تو از آرزوهايم رفته ای

و حس بدی دست ميکشد روی سرم
سرم را که می چرخانم
ميبينم روز هايی که چشمانم را سياه تر می کنم
عاشق تــــــــــر می شوی

و حس بدی که روی سرم دست کشيده بود ابر سياه باران زايی ميشود
که هر لحظه قطره ی سياهی می زايد
و حل ميشود در بوم سفيدی از لباسم

و من با خط بريل
شعری می نويسم و می گويم
به آرزويم رسيدم

و هيچ جمله ای را توی پرانتز نمی گذارم
حتی حس بد را توی سطر ها لو می دهم

مثلا روزی که باران می باريد
و تو پخش شدی روی لباسم
و من با چشمان پخش شده روی گونه ام
عکسی که از تو کنار رودخانه کشيده بودم
به آب انداختم

 

پابلو نرودا

Pablo Neruda

pablo-neruda

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*