Home / Literature / اشعار خارجی ترجمه شده / سروده ای از نزار قبانی : در بندر آبی چشمهايت

سروده ای از نزار قبانی : در بندر آبی چشمهايت

Nizar Qabbani -

 

 

در بندر آبی چشمهايت

*
باران رنگ های آهنگين می وزد

خورشيد و بادبان های خيره کننده

سفر خود را در بی نهايت تصوير می کنند

در بندر آبی چشمهانت

پنجره ای گشوده به دريا

و پرنده هايی در دوردست

به جستجوی سرزمين های به دنيا نيامده

در بندر آبی چشمانت

برف در تابستان می آيد

کشتی هايی با بار فيروزه

که دريا را در خود غرقه می سازند

بی آن که خود غرق شوند

در بندر آبی چشمانت

بر صخره های پراکنده می دوم چون کودکی

عطر دريا را به درون می کشم

و خسته باز می گردم چون پرنده ای

در بندر آبی چشمانت

سنگ ها آواز شبانه می خوانند

در کتاب بسته ی چشمانت

چه کسی هزار شعر پنهان کرده است ؟

ای کاش ، ای کاش دريانوردی بودم

ای کاش قايقی داشتم

تا هر شامگاه در بندر آبی چشمانت

بادبان برافرازم

 

نزار قبانی

Nizar Tawfiq Qabbani

شاعر سوری

Nizar Qabbani 2

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*