Home / Literature / Khalil Gibran / داستان کوتاه : مترسک اثر جبران خلیل جبران

داستان کوتاه : مترسک اثر جبران خلیل جبران

gibran2

مترسک

*

یک بار به مترسکی گفتم : لابد از ایستادن در این دشت خلوت خسته شده ای

گفت : لذت ترساندن عمیق و پایدار است من از آن خسته نمی شوم

دمی اندیشیدم و گفتم : درست است چون که من هم مزه این لذت را چشیده ام

گفت : فقط کسانی که تن شان از کاه پر شده باشد این لذت را می شناسند

آنگاه من از پیش او رفتم و ندانستم که که منظورش ستایش از من بود یا خوار کردن من

یک سال گذشت و مترسک فیلسوف شد

هنگامی که باز از کنار او میگذشتم دیدم دو کلاغ دارند زیر کلاهش لانه می سازند .

 

 

جبران خليل جبران

Khalil Gibran

برگرفته از کتاب دیوانه جبران خلیل جبران

leftpanel_Gibran Tribute Dinner Invitation

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*