Home / Literature / منوچهری دامغانی / سروده ای از منوچهری دامغانی : نبیذ پیش من آمد به شاطی برکه

سروده ای از منوچهری دامغانی : نبیذ پیش من آمد به شاطی برکه

Manochehri Damghani

نبیذ پیش من آمد به شاطی برکه
به خنده گفتم: طوبی لمن یری عکه

خوشم نبیذ و خوشا روی آنکه داد نبیذ
خوشم جوانی و این بوستان و این برکه

من و نبیذ و به خانه درون سماع و رباب
حسود بر در و بسیار گوی در سکه

مرا تو گویی می‌خوردنست اصل فساد
به جان تو که همی‌آیدم ز تو ضحکه

اگر فساد کند هر که او نبیذ خورد
بسا فساد که در یثربست و در مکه

ور این فساد ز من دست باز دار و برو
که نیست با تو مرا نی نکاح و نی شرکه

چرا نبیذ حرامست و هست سرکه حلال
نه هم نبیذ بود ابتدا از آن سرکه؟

نبیذ تلخ چه انگوری و چه میویزی
سپید سیم چه با سکه و چه بی‌سکه

کجا نبیذست آنجا بود جوانمردی
کجا نبیذست آنجایگه بود برکه

منوچهری دامغانی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*