Home / Various / داستان کوتاه : خاطره بهار اثر پائولو کوئلیو

داستان کوتاه : خاطره بهار اثر پائولو کوئلیو

Paulo Coelho-1

خاطره بهار

دشتی پر از گل سرخ

*

 

یک حکیم سالخورده‌ی چینی از دشتی پر از برف رد می‌شد که به زنی برخورد که گریه می‌کرد

حکیم پرسید:

– شما چرا گریه می‌کنید؟

– چون به زندگی‌ام فکر می‌کنم، به جوانی‌ام، به آن چهره‌ی زیبایی که در آینه می‌دیدم و مردی که دوستش داشتم

این از رحمت خدا به دور است که به من توانایی به خاطر آوردن گذشته را داده است

او می‌دانست که من بهار زندگی‌ام را به خاطر می‌آورم و گریه می‌کنم

حکیم در آن دشت پر برف ایستاد و به نقطه‌ای خیره شد و به فکر فرو رفت

عاقبت، گریه‌ی زن بند آمد

او پرسید:

– شما در آن‌جا چه می‌بینید؟

حکیم پاسخ داد:

– دشتی پر از گل سرخ

خداوند وقتی به من توانایی به یاد آوردن را داد، نسبت به من لطف داشت

می‌دانست که من در زمستان همیشه می‌توانم بهار را به خاطر بیاورم و لبخند بزنم .

 

پائولو کوئلیو

Paulo Coelho

برگرفته از کتاب مكتوب – پائولوکوئیلو

Paulo Coelho-2

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*