Home / Literature / شعرای افغانی / حمیرا نکهت دستگیرزاده / سروده ای از حمیرا نکهت دستگیرزاده : فاجعه

سروده ای از حمیرا نکهت دستگیرزاده : فاجعه

Homaira Nekhat Dastghirzadeh

فاجعه

*

الفبا را زبان بریدند
واژه گان را
خفه کردند
وقتی نام انسان را
با خون
نوشتند
آنگاه
تشنه گی، صدای مکرر زمین شد
و چشمه ها
چشم های شان را بستند

استوانۀ درخت
رابطۀ مجهول زمین و هوا شد
و برگ ها
افسوس های معلق
ای ذات ویرانگری!
فانوس ستاره گان را
از شعله تهی کردی
و رهروان را
به بیراهه کشیدی
اما
دستان فردا را
که از بطن وحشت تو
خواهند رویید
با کدامین تبر
خواهی برید
آی
سرزمینم را
از ستاره پاک کردی
و آسمانم را
همتای خاک کردی
پرهیزم از تو باد!
نقش گام هایم در کوچه های خالی شهرم
گودالی استکه ترا در خواهد یافت
اکاسی های حویلی ما
رابطه های روشن من و ستاره گان من بودند
قامت سبز اکاسی ها را بر انداخته ای

صدای من اما
در ریشه های شان
نهفته است
و فردا
صدای من
در تمام حویلی ها
خواهد رویید
خانه در تمام ریشه ها دارم
و ریشه در تمام خانه ها
هراس از خورشید مقوایی تو
میبارد
و شبت تسلسل بی انتهای تیره گیست

*
من رهایم
در هستۀ زمین
و در هستی نور
سپیده دمان در نبض من می تپد
مپندار که طلوع را از خاطر افق برده ای
حافظۀ دستهایم
هنوز چراغانی آفتاب است

 

حمیرا نکهت دستگیرزاده

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*