Home / Literature / فروغی بسطامی / سروده ای از فروغی بسطامی : دی به رهش فکنده‌ام طفل سرشک دیده را

سروده ای از فروغی بسطامی : دی به رهش فکنده‌ام طفل سرشک دیده را

Foroughi Bastami

دی به رهش فکنده‌ام طفل سرشک دیده را
در کف دایه داده‌ام کودک نورسیده را

بخت رمیده رام شد وحشت من تمام شد
کان سر زلف دام شد پای دل رمیده را

از لب شکرین او بوسه به جان خریده‌ام
زان که حلاوتی بود جنس گران خریده را

گر به سر من آن پری از سر ناز بگذرد
بر سر راهش افکنم پیرهن دریده را

پرده ز رخ گشاده‌ای ، داد کرشمه داده‌ای
داغ دگر نهاده‌ای لالهٔ داغ دیده را

دل به نگاه اولین گشت شکار چشم تو
زخم دگر چه می‌زنی صید به خون تپیده را

چشم سیاه خود نگر هیچ ندیده‌ای اگر
مست کمین گشاده را، ترک کمان کشیده را

زهر اجل چشیده‌ام تلخی مرگ دیده‌ام
تا ز لبت شنیده‌ام قصهٔ ناشنیده را

هیچ نصیب من نشد از دهنش فروغیا
چون به مذاق بسپرم شربت ناچشیده را

 

فروغی بسطامی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.