Home / Various / برگی از دفترچه خاطرات جهان پهلوان تختی

برگی از دفترچه خاطرات جهان پهلوان تختی

Takhti

 

از حموم نمره در اومدیم …

نم نم بارون میزد ،

خانومی جوون و محجبه بساط لیف و جوراب و … جلوش پهن بود

دوستم رفت جلو و آروم سلام کرد و نصف بیشتره لیف و جوراباشو خرید …

تعجب کردم و پرسیدم :

داداش واسه کی میخری ؟

ما که تازه از حموم در اومدیم ،

اونم اینهمه !!! …

گفت : تو این سرما از سر غیرتشه که با دستفروشی خرجشو در میاره

وگرنه میتونست الان تو یه بغل نرم و یه جای گرم تن فروشی و فاحشگی کنه !!!

پس بخر و بخریم تا شرف و ناموس مملکتمون حفظ شه ، برگشت تو حموم و صدا زد :

نصرت اینارو بزار دم دست مردم و بگو صلواتیه !!!

برگی از دفترچه خاطرات جهان پهلوان تختی

Telegram Channel

About Vida Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.