Home / Literature / خواجوی کرمانی / سروده ای از خواجوی کرمانی : شبی که راه هم آه آتش افشان را

سروده ای از خواجوی کرمانی : شبی که راه هم آه آتش افشان را

Khajoye Kermani-2

شبی که راه هم آه آتش افشان را
ز دود سینه کنم تیره چشم کیوان را

ببر طبیب صداع از سرم که این دل ریش
ز بهر درد فدا کرده است درمان را

مگر حکایت طوفان چو اشک ما بینی
که ما ز چشم بیفکنده‌ایم طوفان را

بقصد جان من آن کس که میکشد شمشیر
نثار خنجر خون‌ریز او کنم جان را

عجب نباشد اگر تشنهٔ جمال حرم
ز آب دیده لبالب کند بیابان را

بعزم کعبه چو محمل برون برد مشتاق
بسوزد از نفس آتشین مغیلان را

نوباد پای زمین کوب را بجلوه درآر
که ما به دیده زنیم آب خاک میدان را

مگو بگوی که سرگشته از چه میگردی
اگر چنانکه ندانی بپرس چوگان را

مکن ملامت خاجو که از گل صد برگ
مجال صبر نباشد هزار دستان را

 

خواجوی کرمانی

Khajoye Kermani-4

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.