Home / Literature / پروین اعتصامی / سروده ای از پروین اعتصامی : جولای خدا‬

سروده ای از پروین اعتصامی : جولای خدا‬

پروین اعتصامی 2


جولای خدا‬

*
‫‫
‫‬

‫کاهلی در گوشه ای افتاد سست‬
‫خسته و رنجور، اما تندرست‬

عنکبوتی ديد بر در، گرم کار‬
‫گوشه گير از سرد و گرم روزگار‬

دوک همت را بکار انداخته‬
‫جز ره سعی و عمل نشناخته‬

پشت در افتاده، اما پيش بين‬
‫از برای صيد، دائم در کمين‬

رشته ها رشتی ز مو باريکتر‬
‫زير و بالا، دورتر، نزديکتر‬

پرده ميويخت پيدا و نهان
‫ريسمان ميتافت از آب دهان‬

درسها ميداد بی نطق و کلام‬
‫فکرها می پخت با نخهای خام‬

کاردانان، کار زينسان ميکنند‬
‫تا که گوئی هست، چوگان ميزنند‬

گه تبه کردی، گهی آراستی‬
گه درافتادی، گهی برخاستی‬

کار آماده ولی افزار نه‬
‫دائره صد جا ولی پرگار نه‬

زاويه بی حد، مثلث بی شمار‬
‫اين مهندس را که بود آموزگار‬

کار کرده، صاحب کاری شده‬
‫اندر آن معموره معماری شده‬

اينچنين سوداگری را سودهاست
‫وندرين يک تار، تار و پودهاست‬

پای کوبان در نشيب و در فراز
‫ساعتی جولا، زمانی بندباز‬

پست و بی مقدار، اما سربلند‬
‫ساده و يکدل، ولی مشکل پسند‬

اوستاد اندر حساب رسم و خط‬
‫طرح و نقشی خالی از سهو و غلط‬

گفت کاهل کاين چه کار سرسريست‬
‫آسمان، زين کار کردنها بريست‬

کوها کارست در اين کارگاه‬
‫کس نمی بيند ترا، ای پر کاه‬

ميتنی تاری که جاروبش کنند‬
‫ميکشی طرحی که معيوبش کنند‬

هيچگه عاقل نسازد خانه ای‬
‫که شود از عطسه ای ويرانه ای‬

پايه ميسازی ولی سست و خراب
‫نقش نيکو ميزنی، اما بر آب‬

رونقی ميجوی گر ارزنده ای
‫ديبهای ميباف گر بافنده ای‬

کس ز خلقان تو پيراهن نکرد‬
وين نخ پوسيده در سوزن نکرد‬

کس نخواهد ديدنت در پشت در‬
‫کس نخواهد خواندنت ز اهل هنر‬

بی سر و سامانی از دود و دمی‬
‫غرق در طوفانی از آه و نمی‬

کس نخواهد دادنت پشم و کلاف‬
‫کس نخواهد گفت کشميری بباف‬

بس زبر دستست چرخ کينه توز‬
‫پنبه ی خود را در اين آتش مسوز‬

چون تو نساجی، نخواهد داشت مزد‬
‫دزد شد گيتی، تو نيز از وی بدزد‬

خسته کردی زين تنيدن پا و دست‬
‫رو بخواب امروز، فردا نيز هست‬

تا نخوردی پشت پائی از جهان‬
‫خويش را زين گوشه گيری وارهان‬

گفت آگه نيستی ز اسرار من‬
‫چند خندی بر در و ديوار من‬

علم ره بنمودن از حق، پا ز ما‬
‫قدرت و ياری ازو، يارا ز ما‬

تو بفکر خفتنی در اين رباط‬
‫فارغی زين کارگاه و زين بساط‬

در تکاپوئيم ما در راه دوست‬
‫کارفرما او و کارآگاه اوست‬

گر چه اندر کنج عزلت ساکنم‬
شور و غوغائيست اندر باطنم‬

دست من بر دستگاه محکميست
‫هر نخ اندر چشم من ابريشمی است‬

کار ما گر سهل و گر دشوار بود‬
‫کارگر ميخواست، زيرا کار بود‬

صنعت ما پرده های ما بس است‬
‫تار ما هم ديبه و هم اطلس است‬

ما نمی بافيم از بهر فروش
‫ما نميگوئيم کاين ديبا بپوش‬

عيب ما زين پرده ها پوشيده شد‬
‫پرده ی پندار تو پوسيده شد‬

گر درد اين پرده، چرخ پرده در‬
‫رخت بر بندم، روم جای دگر‬

گر سحر ويران کنند اين سقف و بام‬
‫خانه ی ديگر بسازم وقت شام‬

گر ز يک کنجم براند روزگار
‫گوشه ديگر نمايم اختيار‬

ما که عمری پرده داری کرده ايم‬
‫در حوادث، بردباری کرده ايم‬

گاه جاروبست و گه گرد و نسيم‬
‫کهنه نتوان کرد اين عهد قديم‬

ما نمی ترسيم از تقدير و بخت‬
‫آگهيم از عمق اين گرداب سخت‬

آنکه داد اين دوک، ما را رايگان
‫پنبه خواهد داد بهر ريسمان‬

هست بازاری دگر، ای خواجه تاش‬
‫کاندر آنجا می شناسند اين قماش‬

صد خريدار و هزاران گنج زر‬
‫نيست چون يک ديده ی صاحب نظر‬

تو نديدی پرده ی ديوار را‬
‫چون ببينی پرده ی اسرار را‬

خرده می گيری همی بر عنکبوت‬
خود نداری هيچ جز باد بروت‬

ما تمام از ابتدا بافنده ايم‬
‫حرفت ما اين بود تا زنده ايم‬

سعی کرديم آنچه فرصت يافتيم‬
‫بافتيم و بافتيم و بافتيم‬

پيشه ام اينست، گر کم يا زياد‬
‫من شدم شاگرد و ايام اوستاد‬

کار ما اينگونه شد، کار تو چيست‬
‫بار ما خالی است، در بار تو چيست‬

مينهم دامی، شکاری ميزنم‬
‫جوله ام، هر لحظه تاری میتنم‬

خانه ی من از غباری چون هباست‬
‫آن سرائی که تو ميسازی کجاست‬

خانه ی من ريخت از باد هوا‬
خرمن تو سوخت از برق هوی‬

من بری گشتم ز آرام و فراغ‬
‫تو فکندی باد نخوت در دماغ‬

ما زديم اين خيمه ی سعی و عمل‬
‫تا بدانی قدر وقت بی بدل‬

گر که محکم بود و گر سست اين بنا‬
‫از برای ماست، نز بهر شما‬

گر بکار خويش می پرداختی‬
‫خانه ای زين آب و گل می ساختی‬

ميگرفتی گر بهمت رشته ای‬
‫داشتی در دست خود سر رشته ای‬

عارفان، از جهل رخ برتافتند‬
‫تار و پودی چند در هم بافتند‬

دوختند اين ريسمانها را بهم‬
‫از دراز و کوته و بسيار و کم‬

رنگرز شو، تا که در خم هست رنگ‬
‫برق شد فرصت، نيمداند درنگ‬

گر بنائی هست بايد برفراشت‬
‫ای بسا امروز کان فردا نداشت‬

نقد امروز ار ز کف بيرون کنيم‬
‫گر که فردائی نباشد، چون کنيم‬

عنکبوت، ای دوست، جولای خداست‬
چرخه اش ميگردد، اما بی صداست‬

پروین اعتصامی

پروین اعتصامی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.