web stats
Home / Literature / سروده ای از مژگان ساغر شفا : سرحد رنج من ای دوست نمی دانی تو

سروده ای از مژگان ساغر شفا : سرحد رنج من ای دوست نمی دانی تو

Mezhgan Saghar Shefa

 

 

سرحد رنج من ای دوست نمی دانی تو
از چی بر گریه تلخم همه حیرانی تو

تو بیا قرض بته بودن خود را یک دم
درد تنها شدن ساغر خود دانی تو

تو و هر لحظه ز من رفتن بیهوده و قهر
تا به کی از بر خود اینهمه می رانی تو

چقدر طاقتم از دست خودت طاق شده
تا نگفتی که از این کرده پشیمانی تو

باز امروز نگفتم به کسی صبح به خیر
بر ِ آدم ده کجا حوصله می مانی تو

باز هم نامه نوشتم همه زیر باران
حیف شد حیف که آن نامه نمی خوانی تو

 

 

مژگان ساغر شفا

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*