Home / Short Stories / داستان کوتاه : تزریق خون اثر پائولو کوئلیو

داستان کوتاه : تزریق خون اثر پائولو کوئلیو

Paulo Coelho-1

 

 

تزریق خون

*

سال ها پیش که من به عنوان داوطلب در بیمارستان کار می کردم، دختری به بیماری عجیب و سختی دچار شده بود و تنها شانس زنده ماندنش

انتقال کمی از خون خانواده ‏اش به او بود

او فقط یک برادر 5 ساله داشت

دکتر بیمارستان با برادر کوچک دختر صحبت کرد

پسرک از دکتر پرسید: آیا در این صورت خواهرم زنده خواهد ماند ؟

دکتر جواب داد: بله و پسرک قبول کرد

پسرک را کنار تخت خواهرش خواباندیم و لوله‏ های تزریق را به بدنش وصل کردیم، پسرک به خواهرش نگاه کرد و لبخندی زد و در حالی که

خون از بدنش خارج می شد، به دکتر گفت: آیا من به بهشت می روم ؟

پسرک فکر می کرد که قرار است تمام خون بدنش را به خواهرش بدهند .

 

پائولو کوئلیو

Paulo Coelho

 

Paulo Coelho-2

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*