Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : رفتی و همچنان به خيال من اندری‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : رفتی و همچنان به خيال من اندری‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫‫

‫رفتی و همچنان به خيال من اندری‬
‫گويی که در برابر چشمم مصوری‬

فکرم به منتهای جمالت نمی رسد
کز هر چه در خيال من آمد نکوتری‬

مه بر زمين نرفت و پری ديده برنداشت‬
تا ظن برم که روی تو ماست يا پری‬

تو خود فرشته ای نه از اين گل سرشته ای‬
گر خلق از آب و خاک تو از مشک و عنبری‬

ما را شکايتی ز تو گر هست هم به توست‬
کز تو به ديگران نتوان برد داوری‬

با دوست کنج فقر بهشتست و بوستان‬
بی دوست خاک بر سر جاه و توانگری‬

تا دوست در کنار نباشد به کام دل‬
از هيچ نعمتی نتوانی که برخوری‬

گر چشم در سرت کنم از گريه باک نيست‬
زيرا که تو عزيزتر از چشم در سری‬

چندان که جهد بود دويديم در طلب‬
کوشش چه سود چون نکند بخت ياوری‬

سعدی به وصل دوست چو دستت نمی رسد‬
باری به ياد دوست زمانی به سر بری‬

 

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*