Home / Literature / سروده ای از فریده اکبری : فرق بین تخیل و واقعیت

سروده ای از فریده اکبری : فرق بین تخیل و واقعیت

poetry-11

فرق بین تخیل و واقعیت

 

*

به جنون میرسم آخر امشب از دست تو

دست نمی توان زد حتی به قاب عکس تو

این چه سحر است چه راز است زتو

با من راست باش سخن جای دیگر نمی برم

گر نگویی از همه خواهم پرسید

همه خواهند دانست که تو صاحب سحری

که تو روح هستی و افسونگری

 

بگو تو کیستی که شبها در آیینه تصویر توست

و روز تصویر من!

 

بگو تو کیستی که تقدیر من با تو قسمت شده!

 

بگو تو کیستی که وقتی من خوابم تو بیداری

وقتی تو بیداری من در خوابم

 

بگو توکیستی که وقتی من میخندم تو میگریی!

بگو تو کیستی کجا هستی چراخاموشی!

داشتم با تو هزار و یک شب سخن و داستان

تا زنده بمانم و تورا یابم در یکی از همین شبها

 

که کجایی تو کجا!

و تو هزار و یک شب خاموش بودی

در آیینه نبودی در آب هم نیستی

درون قاب عکست هم خالیست

 

پس کجایی تو کجا!

به سوی آیینه دویدم

شکست و من آز آن سوی دیگر بیرون شدم

بی آنکه زخمی بر تن داشته باشم

خواستم برگشته و دوباره از آیینه بگذرم

دیدم از آیینه نمی توان گذشت

 

آنگاه دانستم که تو هم مثل من بودی

و من در تخیل خویش با تو میزیستم

 

آنگاه دانستم چرا نمی توانستی

با من سخن بگویی

و هزار و یک شب خاموش بودی

آنگاه دانستم چرا نمی دانستم تو کجایی

آنگاه دانستم چرا به قاب عکس تو نمی توان دست زد

آنگاه دانستم چرا فکر می کردم که تو در آیینه نیستی

آنگاه دانستم چرا وقتی عبور از آیینه تنم زخم بر نداشت

آنگاه دانستم فرق بین تخیل و واقعیت چیست.

 

فریده اکبری

 

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*