Home / Literature / سروده ای از پروین اعتصامی : تاراج روزگار‬

سروده ای از پروین اعتصامی : تاراج روزگار‬

پروین اعتصامی 2

 

‫‫تاراج روزگار‬

*

‫‫
‫‫
‫نهال تازه رسی گفت با درختی خشک‬
که از چه روی، ترا هيچ برگ و باری نيست‬
‫چرا بدين صفت از آفتاب سوخته ای‬
‫مگر بطرف چمن، آب و آبياری نيست‬
‫شکوفه های من از روشنی چو خورشيدند‬
ببرگ و شاخه ی من، ذره ی غباری نيست‬
‫چرا ندوخت قبای تو، درزی نوروز‬
‫چرا بگوش تو، از ژاله گوشواری نيست‬
‫شدی خميده و بی برگ و بار و دم نزدی‬
بزير بار جفا، چون تو بردباری نيست‬
‫مرا صنوبر و شمشاد و گل شدند نديم‬
‫ترا چه شد که رفيقی و دوستاری نيست‬
‫جواب داد که ياران، رفيق نيم رهند‬
‫بروز حادثه، غير از شکيب، ياری نيست‬
‫تو قدر خرمی نوبهار عمر بدان‬
‫خزان گلشن ما را دگر بهاری نيست‬
‫از ان بسوختن ما دلت نميسوزد‬
کازين سموم، هنوزت بجان شراری نيست‬
‫شکستگی و درستی تفاوتی نکند‬
من و ترا چون درين بوستان قراری نيست‬
‫ز من بطرف چمن سالها شکوفه شکفت‬
‫ز دهر، ديگرم امسال انتظاری نيست‬
‫بسی به کارگه چرخ پير بردم رنج‬
‫گه شکستگی آگه شدم که کاری نيست‬
‫تو نيز همچون من آخر شکسته خواهی شد‬
حصاريان قضا را ره فراری نيست‬
‫گهی گران بفروشندمان و گه ارزان‬
به نرخ سود گر دهر، اعتباری نيست‬
‫هر آن قماش کزين کارگه برون آيد‬
تام نقش فريب است، پود و تاری نيست‬
‫هر آنچه ميکند ايام ميکند با ما‬
بدست هيچکس ايدوست اختياری نيست‬
‫بروزگار جوانی، خوش است کوشيدن‬
‫چرا که خوشتر ازين، وقت و روزگاری نيست‬
‫کدام غنچه که خونش بدل نمی جوشد‬
کدام گل که گرفتار طعن خاری نيست‬
‫کدام شاخه که دست حوادثش نشکست‬
کدام باغ که يکروز شوره زاری نيست‬
‫کدام قصر دل افروز و پايه ی محکم‬
که پيش باد قضا خاک رهگذاری نيست‬
‫اگر سفينه ی ما، ساحل نجات نديد‬
‫عجب مدار، که اين بحر را کناری نيست‬

‫‫‫

پروین اعتصامی

 

پروین اعتصامی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*