Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : تو هيچ عهد نبستی که عاقبت نشکستی‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : تو هيچ عهد نبستی که عاقبت نشکستی‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫تو هيچ عهد نبستی که عاقبت نشکستی‬
مرا بر آتش سوزان نشاندی و ننشستی‬

بنای مهر نمودی که پايدار نماند‬
‫مرا به بند ببستی خود از کمند بجستی‬

دلم شکستی و رفتی خلاف شرط مودت‬
به احتياط رو اکنون که آبگينه شکستی‬

چراغ چون تو نباشد به هيچ خانه وليکن‬
کس اين سرای نبندد در اين چنين که تو بستی‬

گرم عذاب نمايی به داغ و درد جدايی‬
‫شکنجه صبر ندارم بريز خونم و رستی‬

بيا که ما سر هستی و کبريا و رعونت‬
به زير پای نهاديم و پای بر سر هستی‬

گرت به گوشه چشمی نظر بود به اسيران‬
دوای درد من اول که بی گناه بخستی‬

هر آن کست که ببيند روا بود که بگويد‬
که من بهشت بديدم به راستی و درستی‬

گرت کسی بپرستد ملامتش نکنم من‬
‫تو هم در آينه بنگر که خويشتن بپرستی‬

عجب مدار که سعدی به ياد دوست بنالد‬
که عشق موجب شوقست و خمر علت مستی‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*