web stats
Home / Literature / سروده ای از خالده فروغ : دويدن روز

سروده ای از خالده فروغ : دويدن روز

Khaleda Ferogh-1

دويدن روز

*

تعبير می کرد
تصويری
ديوار زنده گی را
نشسته بود
زنی در تصوير
آتش زنی در دست
می پخت
فردای فرزندانش را
پيش از آن در تصوير
زنی نشسته بود
با چشم های جوانش
می زد ورق
کتاب جهان را
پيش از آن در تصوير
می ديدم زنی را
رسيده بود با سبز
بی برگشت
از ازدحام رنگ ها
درخت بود
نمی شناخت شاخه هايش را
پيش از آن در تصوير
می ديدم زنی را
که آرامش پيش از طوفان
بود پنهان در قدم هايش
لحظه يی توقف کرد نگاهم
در دويدن روز، روی سرک های ولگرد
پس از آن در تصوير
می ديدم زنی را
که دريچه نبود
خالی شده بود
کوچه دلش از هياهو
با خودش سخن می گفت
در بی خودی
فرزندانش را
در هوای فرزندانشان
داد برباد
پس از آن در تصوير
می ديدم زنی را
تن سبزش تباه
در پيراهن سياهِ تنهايی
پس از آن در تصوير
می ديدم زنی را
که فرو می ريخت با ديوار زنده گی
و گيسويش پيرانه
خواب می ديد پروانه يی را
که بود
همخانه اش

 

خالده فروغ

Khaleda Ferogh-2

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*