web stats
Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : چار هندو در يكى مسجد شدند‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : چار هندو در يكى مسجد شدند‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

‫‫
‫حكايت هندو که با يار خود جنگ مى کرد بر کارى و خبر نداشت که او هم بدان مبتلاست‬

*


‫چار هندو در يكى مسجد شدند‬
‫بهر طاعت رکآع و ساجد شدند‬
‫هر يكى بر نيتى تكبير کرد‬
در نماز آمد به مسكينى و درد‬
‫موذن آمد از يكى لفظى بجست‬
‫کاى موذن بانگ کردى وقت هست‬
‫گفت آن هندوى ديگر از نياز‬
‫هى سخن گفتى و باطل شد نماز‬
‫آن سوم گفت آن دوم را اى عمو‬
چه زنى طعنه بر او خود را بگو‬
‫آن چهارم گفت حمد الله که من‬
در نيفتادم به چه چون آن سه تن‬
‫پس نماز هر چهاران شد تباه‬
‫عيب گويان بيشتر گم کرده راه‬
‫اى خنك جانى که عيب خويش ديد‬
‫هر که عيبى گفت آن بر خود خريد‬
‫ز انكه نيم او ز عيبستان بده ست‬
و آن دگر نيمش ز غيبستان بده ست‬
‫چون که بر سر مر ترا ده ريش هست‬
‫مرهمت بر خويش بايد کار بست‬
‫عيب کردن ريش را داروى اوست‬
‫چون شكسته گشت جاى ارحمواست‬
‫گر همان عيبت نبود ايمن مباش‬
‫بو که آن عيب از تو گردد نيز فاش‬
‫لا تخافوا از خدا نشنيده اى‬
‫پس چه خود را ايمن و خوش ديده اى‬
‫سالها ابليس نيكو نام زيست‬
گشت رسوا بين که او را نام چيست‬
‫در جهان معروف بد علياى او‬
گشت معروفى بعكس اى واى او‬
‫تا نه اى ايمن تو معروفى مجو‬
رو بشو از خوف پس بنماى رو‬
‫تا نرويد ريش تو اى خوب من‬
‫بر دگر ساده ز نخ طعنه مزن‬
‫اين نگر که مبتلا شد جان او‬
در چهى افتاد تا شد پند تو‬
‫تو نيفتادى که باشى پند او‬
‫زهر او نوشيد تو خور قند او‬

 

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*