Home / Literature / سروده ای از لیلا صراحت روشنی : ای باد ، ای باد ، ای باد

سروده ای از لیلا صراحت روشنی : ای باد ، ای باد ، ای باد

 

Laila Sarahat-1

 

ای باد ، ای باد ، ای باد

*
ليلا چرا بيقراری از عشق بيزار مانده
بيتابی هر ستاره در چشمت بيدار مانده

*
اين باغ اين بی نشانه ويران و بی يار مانده
خونش فسرده به رگ ها ، خسته و بيمار مانده
قامت شكسته درختان ، بی سكهء برگ و باری
لـــرزان ، لـــرزان ، لــــرزان بــــا درد و آزار مـانده
گنجشك ها خرد و خسته آواره و پر شكسته
ويران شده آشيان شان وز آن خس و خار مانده
سمفونی بــــــاد هـــــا را سرمـای دی مينوازه
نــه پــــای كوبی بــــاران نـــه نغمه ء سار مانده
ای باد ، ای باد ، ای باد ، بنيانگر ، هرچه بيداد
دستانت بادا بشكسته ، باغ از تو بی بار مانده

*

ليلا نيابی قـراری تـن پـوش از شعله داری
بيتابی هر ستاره در چشمت بيدار مانده
تا باغ اين باغ خفته در زير آوار و آتش
با زخم های فراوان بی يك پرستار مانده

 

 

لیلا صراحت روشنی

 

 

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*