web stats
Home / Literature / سروده ای از حمیرا نکهت دستگیرزاده : سجادۀ درد

سروده ای از حمیرا نکهت دستگیرزاده : سجادۀ درد

Homaira Nekhat Dastghirzadeh

 

سجادۀ درد

*
رگ جنگل باز است
و سپیدار بلند
دست بگشوده به اوج
تا لباس از تن خورشید
غنیمت گیرد
و ببخشد به شد جنگل سرد

*

رگ جنگل باز است
خون سبز است رها
بیشه ها غصۀ صد ابر عقیم
به بن و ریشه برند
و ببخشند به دل های تهی مانده ز درد

*
رگ جنگل باز است
و قناری سبب پرواز است
بال در لمس هوا شعر شود
نغمه در بال هوا در سفر است
لحظه آبستن نور
رگ جنگل باز است
در ب گشادۀ صبح
چشم در راه قناری هاییست
که صدایند به خاموشی محض
رگ جنگل باز است
بیشه و برگ و قناری با هم
خون در پرواز است
و شب از حادثۀ عشق سخن می گوید
که نماز دیگریست
روی سجادۀ درد!

 

 

حمیرا نکهت دستگیرزاده

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*