Home / Literature / سروده ای از محمد کاظم کاظمی : میلاد

سروده ای از محمد کاظم کاظمی : میلاد

Kazemi-2

 

 

میلاد

*
کودکی آمده‌، از من طلب نان دارد
کودک این مرتبه ناآمده عصیان دارد
من نمی‌دانم از دیدن من حیران است‌
یا گرسنه‌است که انگشت به دندان دارد
او هم آواره‌است‌، بی‌مدرک و بی‌ماهیت است‌
پس عجب نیست اگر وضع پریشان دارد
با همه کودکی‌اش حال مرا می‌فهمد
و به این سفرة بی‌مائده ایمان دارد
رگی از جانب هندوی تخیّل برده است‌
رگی از جانب رندان خراسان دارد

آه‌، این کودک یک‌روزه به راه افتاده است‌
نرم‌نرمک هوس دفتر و دیوان دارد
جامه‌ای از وزن می‌خواهد از این ناموزون‌
گوییا شرمی از این حالت عریان دارد
گر ضعیف است و قوی‌، حاصل بیتابی ماست‌
و همین بس که نفس می‌کشد و جان دارد

می‌شود خلق خدا را به سر کار نهم‌،
کودک من غزلم باشد؟ امکان دارد!
بر سر این شاعر بیچاره چه خاکی بکند؟
غزلی آمده‌، از من طلب جان دارد

 

محمد کاظم کاظمی

?????????????????????

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*