Home / Literature / سروده ای از لیلا صراحت روشنی : گم كرده آشيانه

سروده ای از لیلا صراحت روشنی : گم كرده آشيانه

 

Laila Sarahat-1

 

 

گم كرده آشيانه

*

من خشك خشك خشكم تو رود بار جاری
من يك سكوت تلخم تو يك سحر قناری

من شعله يی شكسته در آستان مغرب
تو يك طلوع سبزی از شهر شب فراری

من يك شب غميم بی ماه بی ستاره
تو بامداد روشن تو صبح يك بهاری

در من ترانه ها بود شور جوانه ها بود
در تو هوای جنگل در تو صفای ياری

اينك شكسته بالم گمنام و بی جلالم
گم كرده آشيانه گم كرده برده باری

گم كرده خويش دل ريش ريش ريشم
باور شكسته و زار تو باورم نداری

پيدا نمايی بازم ای يار ای نيازم
فرياد كن سكوتم با شعر بيقراری

من سرد سرد سردم بنشسته چشم در راه
تاتو برايم ای دوست خورشيد را بياری

تو رفته دور دوری بيزار از درنگی
من بسته پا درختم تو رودبار جاری

 

 

 

لیلا صراحت روشنی

 

 

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*