web stats
Home / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : به فرزند پاسخ چنين داد شاه‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : به فرزند پاسخ چنين داد شاه‬

فردوسی-و-شاهنامه

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

آوردن رستم دستان دست بسته آخرین شرط گشتاسب برای برتخت نشستن اسفندیار

*‫

‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫به فرزند پاسخ چنين داد شاه‬
‫که از راستی بگذری نيست راه‬
‫ازين بيش کردی که گفتی تو کار‬
‫که يار تو بادا جهان کردگار‬
‫نبينم همی دشمنی در جهان‬
‫نه در آشکارا نه اندر نهان‬
‫که نام تو يابد نه پيچان شود‬
‫چه پيچان همانا که بيجان شود‬
‫به گيتی نداری کسی را همال‬
‫مگر بی خرد نامور پور زال‬
‫که او راست تا هست زاولستان‬
‫همان بست و غزنين و کاولستان‬
‫به مردی همی ز آسمان بگذرد‬
‫همی خويشتن کهتری نشمرد‬
‫که بر پيش کاوس کی بنده بود‬
‫ز کيخسرو اندر جهان زنده بود‬
‫به شاهی ز گشتاسپ نارد سخن‬
‫که او تاج نو دارد و ما کهن‬
‫به گيتی مرا نيست کس هم نبرد‬
‫ز رومی و توری و آزاد مرد‬
‫سوی سيستان رفت بايد کنون‬
‫به کار آوری زور و بند و فسون‬
‫برهنه کنی تيغ و گوپال را‬
‫به بند آوری رستم زال را‬
‫زواره فرامرز را همچنين‬
‫نمانی که کس برنشيند به زين‬
‫به دادار گيتی که او داد زور‬
‫فروزنده ی اختر و ماه و هور‬
‫که چون اين سخن ها به جای آوری‬
‫ز من نشنوی زين سپس داوری‬
‫سپارم به تو تاج و تخت و کلاه‬
‫نشانم بر تخت بر پيشگاه‬
‫چنين پاسخ آوردش اسفنديار‬
‫که ای پرهنر نامور شهريار‬
‫همی دور مانی ز رستم کهن‬
‫براندازه بايد که رانی سخن‬
‫تو با شاه چين جنگ جوی و نبرد‬
‫ازان نامداران برانگيز گرد‬
‫چه جويی نبرد يکی مرد پير‬
‫که کاوس خواندی ورا شيرگير‬
‫ز گاه منوچهر تا کيقباد‬
‫دل شهرياران بدو بود شاد‬
‫نکوکارتر زو به ايران کسی‬
‫نبودست کاورد نيکی بسی‬
‫همی خواندندش خداوند رخش‬
‫جهانگير و شيراوژن و تاجبخش‬
‫نه اندر جهان نامداری نوست‬
‫بزرگست و با عهد کيخسروست‬
‫اگر عهد شاهان نباشد درست‬
‫نبايد ز گشتاسپ منشور جست‬
‫چنين داد پاسخ به اسفنديار‬
‫که ای شير دل پرهنر نامدار‬
‫هرانکس که از راه يزدان بگشت‬
‫همان عهد او گشت چون باد دشت‬
‫همانا شنيدی که کاوس شاه‬
‫به فرمان ابليس گم کرد راه‬
‫همی باسمان شد به پر عقاب‬
‫به زاری به ساری فتاد اندر آب‬
‫ز هاماوران ديوزادی ببرد‬
‫شبستان شاهی مر او را سپرد‬
‫سياوش به آزار او کشته شد‬
‫همه دوده زير و زبر گشته شد‬
‫کسی کو ز عهد جهاندار گشت‬
‫به گرد در او نشايد گذشت‬
‫اگر تخت خواهی ز من با کلاه‬
‫ره سيستان گير و برکش سپاه‬
‫چو آنجا رسی دست رستم ببند‬
‫بيارش به بازو فگنده کمند‬
‫زواره فرامرز و دستان سام‬
‫نبايد که سازند پيش تو دام‬
‫پياده دوانش بدين بارگاه‬
‫بياور کشان تا ببيند سپاه‬
‫ازان پس نپيچد سر از ما کسی‬
‫اگر کام اگر گنج يابد بسی‬
‫سپهبد بروها پر از تاب کرد‬
‫به شاه جهان گفت زين بازگرد‬
‫ترا نيست دستان و رستم به کار‬
‫همی راه جويی به اسفنديار‬
‫دريغ آيدت جای شاهی همی‬
‫مرا از جهان دور خواهی همی‬
‫ترا باد اين تخت و تاج کيان‬
‫مرا گوشه يی بس بود زين جهان‬
‫وليکن ترا من يکی بنده ام‬
‫به فرمان و رايت سرافگنده ام‬
‫بدو گفت گشتاسپ تندی مکن‬
‫بلندی بيابی نژندی مکن‬
‫ز لشکر گزين کن فراوان سوار‬
‫جهانديدگان از در کارزار‬
‫سليح و سپاه و درم پيش تست‬
‫نژندی به جان بدانديش تست‬
‫چه بايد مرا بی تو گنج و سپاه‬
‫همان گنج و تخت و سپاه و کلاه‬
‫چنين داد پاسخ يل اسفنديار‬
‫که لشکر نيايد مرا خود به کار‬
‫گر ايدونک آيد زمانم فراز‬
‫به لشکر ندارد جهاندار باز‬
‫ز پيش پدر بازگشت او به تاب‬
‫چه از پادشاهی چه از خشم باب‬
‫به ايوان خويش اندر آمد دژم‬
‫لبی پر ز باد و دلی پر ز غم‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*