web stats
Home / Short Stories / داستان کوتاه : لاشخور اثر فرانتس کافکا

داستان کوتاه : لاشخور اثر فرانتس کافکا

Kafka-3

 

لاشخور

*

لاشخور به پاهایم نوک می‌زد . پوتین‌ها و جوراب‌هایم را پاره کرده بود و به خود پاهایم نوک می‌زد . یکسره ضربه می‌زد، بعد با ناآرامی‌ چندبار در هوا پیرامونم چرخی می‌زد و به کارش ادامه

می‌داد . مردی از کنارم گذشت، لحظه‌ای به من نگریست و پرسید که چرا در برابر این لاشخور صبر پیشه کرده ام . گفتم : ” بی دفاعم . لاشخور به سراغم آمد و شروع به نوک زدن کرد، می‌خواستم

او را برانم، حتی کوشیدم خرخره اش را بگیرم؛ اما خیلی قوی است، می‌خواست به صورتم بپرد . من هم با رضایت کامل پاهایم را فدا کردم . حالا دیگر تکه دو پاره شده‌اند ” مرد گفت : ” شما زجر

می‌کشید؛ با گلوله ای کار لاشخور تمام است ”

پرسیدم : ” به همین سادگی ؟ شما این لطف را در حق من می‌کنید ؟ ” مرد گفت : ” با کمال میل . فقط باید به خانه بروم و تفنگم را بیاورم . می‌توانید نیم ساعتی تحمل کنید ؟ ” پاسخ دادم : “نمی‌دانم”

لحظه‌ای از شدت درد خشکم زد، بعد گفتم : ” خواهش می‌کنم هر جور شده این کار را بکنید ” مرد گفت : ” خب، با عجله بر می‌گردم ” لاشخور در زمان گفت وگو آرام گوش فراداده و اجازه داده

بود که من و آن مرد با هم نگاه‌هایی رد و بدل کنیم . می‌دیدم که همه‌ی ماجرا را دریافته است ؛ به هوا پرید، در دوردست‌ها چرخی زد، در حالی‌که به پشت افتاده بودم، خود را آزاد حس می‌کردم،

دست شبیه او که غرق در خون من بود، خونی که همه‌ی پستی‌ها را پوشانده و تمامی‌کرانه را در برگرفته بود .

 

 

فرانتس کافکا

Franz Kafka

مترجم : سید سعید فیروز‌آبادی

Kafka-2

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*