web stats
Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ز دستم بر نمی خيزد که يک دم بی تو بنشينم‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ز دستم بر نمی خيزد که يک دم بی تو بنشينم‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ز دستم بر نمی خيزد که يک دم بی تو بنشينم‬
‫بجز رويت نمی خواهم که روی هيچ کس بينم‬
‫من اول روز دانستم که با شيرين درافتادم‬
که چون فرهاد بايد شست دست از جان شيرينم‬
‫تو را من دوست می دارم خلاف هر که در عالم‬
اگر طعنه است در عقلم اگر رخنه است در دينم‬
‫و گر شمشير برگيری سپر پيشت بيندازم‬
که بی شمشير خود کشتی به ساعدهای سيمينم‬
‫برآی ای صبح مشتاقان اگر نزديک روز آمد‬
که بگرفت اين شب يلدا ملال از ماه و پروينم‬
‫ز اول هستی آوردم قفای نيستی خوردم‬
کنون اميد بخشايش همی دارم که مسکينم‬
‫دلی چون شمع می بايد که بر جانم ببخشايد‬
که جز وی کس نمی بينم که می سوزد به بالينم‬
‫تو همچون گل ز خنديدن لبت با هم نمی آيد‬
روا داری که من بلبل چو بوتيمار بنشينم‬
‫رقيب انگشت می خايد که سعدی چشم بر هم نه‬
مترس ای باغبان از گل که می بينم نمی چينم‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*