Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : آن نه رويست که من وصف جمالش دانم‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : آن نه رويست که من وصف جمالش دانم‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫آن نه رويست که من وصف جمالش دانم‬
‫اين حديث از دگری پرس که من حيرانم‬
‫همه بينند نه اين صنع که من می بينم‬
‫همه خوانند نه اين نقش که من می خوانم‬
‫آن عجب نيست که سرگشته بود طالب دوست‬ ‫
عجب اينست که من واصل و سرگردانم‬
‫سرو در باغ نشانند و تو را بر سر و چشم‬
‫گر اجازت دهی ای سرو روان بنشانم‬
‫عشق من بر گل رخسار تو امروزی نيست‬
‫دير سالست که من بلبل اين بستانم‬
‫به سرت کز سر پيمان محبت نروم‬
‫گر بفرمايی رفتن به سر پيکانم‬
‫باش تا جان برود در طلب جانانم‬ ‫
که به کاری به از اين بازنيايد جانم‬
‫هر نصيحت که کنی بشنوم ای يار عزيز‬
‫صبرم از دوست مفرمای که من نتوانم‬
‫عجب از طبع هوسناک منت می آيد‬
‫من خود از مردم بی طبع عجب می مانم‬
‫گفته بودی که بود در همه عالم سعدی‬
‫من به خود هيچ نيم هر چه تو گويی آنم‬
‫گر به تشريف قبولم بنوازی ملکم‬
‫ور به تازانه قهرم بزنی شيطانم‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*