web stats
Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : گر تيغ برکشد که محبان همی زنم‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : گر تيغ برکشد که محبان همی زنم‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫گر تيغ برکشد که محبان همی زنم‬
‫اول کسی که لاف محبت زند منم‬
‫گويند پای دار اگرت سر دريغ نيست‬
‫گو سر قبول کن که به پايش درافکنم‬
‫امکان ديده بستنم از روی دوست نيست‬
‫اوليتر آن که گوش نصيحت بياکنم‬
‫آورده اند صحبت خوبان که آتشست‬
‫بر من به نيم جو که بسوزند خرمنم‬
‫من مرغ زيرکم که چنانم خوش اوفتاد‬
‫در قيد او که ياد نيايد نشيمنم‬
‫درديست در دلم که گر از پيش آب چشم‬
‫برگيرم آستين برود تا به دامنم‬
‫گر پيرهن به درکنم از شخص ناتوان‬
‫بينی که زير جامه خياليست يا تنم‬
‫شرطست احتمال جفاهای دشمنان‬
چون دل نمی دهد که دل از دوست برکنم‬
‫دردی نبوده را چه تفاوت کند که من‬
‫بيچاره درد می خورم و نعره می زنم‬
‫بر تخت جم پديد نيايد شب دراز‬
‫من دانم اين حديث که در چاه بيژنم‬
‫گويند سعديا مکن از عشق توبه کن
‫مشکل توانم و نتوانم که نشکنم‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*