Home / Literature / سروده ای از خالده فروغ : دريا درياست

سروده ای از خالده فروغ : دريا درياست

Khaleda Ferogh-1

دريا درياست

*

فروردين آمد و پاييز
نيز می آيد
و در چشم های ما ستاره گان زخمی بر داشته اند
هيچ کس جستجو نکرد
برای ما بامداد را
پرده هاست
و پرده ها
نسيمی نمی آيد
از آن سوی درخت های عاشق
از تشنه گی سنگ شدم
و در اين دامنه های بی انتظار
صدای رودباران را به ياد می آورم
*
گرسنه گان
زنبور ها را پذيرايی می کنند
در خويش
تا انگبين به دست آورند
کندو های دير ساله را می گشايند
که صاحبان شان را خاک ربوده ست
گرسنه گان، دهن ها را می دوزند
در اين سرزمين
اما اشک من هنری ست
که درختان از آن می خروشند
دريا همسخن من است
دريا، دليست که قرن ها را باهم
می زند پيوند
دريا ناله ييست بی انتها
ترانه ييست بيدار
دريا حضور آزادی ست
ديدارش می کنم
دريا درياست
هنگامی که می خواهد به حماسه مبدل شود

 

خالده فروغ

Khaleda Ferogh-2

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*