web stats
Home / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : کی نامبردار زان روزگار‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : کی نامبردار زان روزگار‬

فردوسی-و-شاهنامه

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

دعوت به ایزدپرستی توسط اسفندیار

*‫

‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫کی نامبردار زان روزگار‬
‫نشست از بر گاه آن شهريار‬
‫گزينان لشکرش را بار داد‬
‫بزرگان و شاهان مهترنژاد‬
‫ز پيش اندر آمد گو اسفنديار‬
‫به دست اندرون گرزه ی گاوسار‬
‫نهاده به سر بر کيانی کلاه‬
‫به زير کلاهش همی تافت ماه‬
‫به استاد در پيش او شيرفش‬
‫سرافگنده و دست کرده به کش‬
‫چو شاه جهان روی او را بديد‬
‫ز جان و جهانش به دل برگزيد‬
‫بدو گفت شاه ای يل اسفنديار‬
‫همی آرزو بايدت کارزار‬
‫يل تيغ زن گفت فرمان تراست‬
‫که تو شهرياری و گيهان تراست‬
‫کی نامور تاج زرينش داد‬
‫در گنجها را برو برگشاد‬
‫همه کار ايران مر او را سپرد‬
‫که او را بدی پهلوی دستبرد‬
‫درفشان بدو داد و گنج و سپاه‬
‫هنوزت نبد گفت هنگام گاه‬
‫برو گفت و پا را به زين اندر آر‬
‫همه کشورت را به دين اندر آر‬
‫بشد تيغ زن گردکش پور شاه‬
‫بگرديد بر کشورش با سپاه‬
‫به روم و به هندوستان برگذشت‬
‫ز دريا و تاريکی اندر گذشت‬
‫شه روم و هندوستان و يمن‬
‫همه نام کردند بر تهمتن‬
‫وزو دين گزارش همی خواستند‬
‫مرين دين به را بياراستند‬
‫گزارش همی کرد اسفنديار‬
‫به فرمان يزدان همی بست کار‬
‫چو آگاه شدند از نکو دين اوی‬
‫گرفتند آن راه و آيين اوی‬
‫بتان از سر کوه ميسوختند‬
‫بجای بت آذر برافروختند‬
‫همه نامه کردند زی شهريار‬
‫که ما دين گرفتيم ز اسفنديار‬
‫ببستيم کشتی و بگرفت باژ‬
‫کنونت نشايد ز ما خاست باژ‬
‫که ما راست گشتيم و ايزدپرست‬
‫کنون زند و استا سوی ما فرست‬
‫چو شه نامه ی شهرياران بخواند‬
‫نشست از برگاه و ياران بخواند‬
‫فرستاد زندی به هر کشوری‬
‫به هر نامداری و هر مهتری‬
‫بفرمود تا نامور پهلوان‬
‫همی گشت هر سو به گرد جهان‬
‫به هرجا که آن شاه بنهاد روی‬
‫بيامد پذيره کسی پيش اوی‬
‫همه کس مر او را به فرمان شدند‬
‫بدان در جهان پاک پنهان شدند‬
‫چو گيتی همه راست شد بر پدرش‬
‫گشاد از ميان باز زرين کمرش‬
‫به شادی نشست از بر تخت و گاه‬
‫بياسود يک چند گه با سپاه‬
‫برادرش را خواند فرشيدورد‬
‫سپاهی برون کرد مردان مرد‬
‫بدو داد و دينار دادش بسی‬
‫خراسان بدو داد و کردش گسی‬
‫چو يک چند گاهی برآمد برين‬
‫جهان ويژه گشت از بد و پاک دين‬
‫فرسته فرستاد سوی پدر‬
‫که ای نامور شاه پيروزگر‬
‫جهان ويژه کردنم به دين خدای‬
‫به کشور برافگنده سايه ی همای‬
‫کسی را بنيز از کسی بيم نه‬
‫به گيتی کسی بیزر و سيم نه‬
‫فروزندهی گيتی بسان بهشت‬
‫جهان گشته آباد و هر جای کشت‬
‫سواران جهان را همی داشتند‬
‫چو برزيگران تخم می کاشتند‬
‫بدين سان ببوده سراسر جهان‬
‫به گيتی شده گم بد بدگمان‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*